تبليغاتX
فریبا تنهاست


 

شركت جن‌پتس ( ‪ ( genpets‬، اقدام به تولید انبوه حیوانات ژنتیكی كرده است كه نمونه آنها در طبیعت وجود ندارد.

این موجود زنده در حالت خواب زمستانی در بسته‌بندی‌های مخصوص در فروشگاه‌های این شركت عرضه می‌شود.

حیوان خانگی ساخته شده در شركت جن‌پتس مانند دیگر حیوانات دچار درد و رنج می‌شود اما به گونه‌ای ساخته شده كه هنگام درد، سر و صدای زیادی نمی‌كند.

عمر این حیوان یك تا سه سال است و پس از خروج از بسته بندی و برخاستن از خواب زمستانی به سرعت با انسان و كودكان انس می‌گیرد.

این شركت اعلام كرده است كه به زودی فروش انبوه محصول خود را در قفسه فروشگاه‌های زنجیره‌ای و نمایندگی‌های خود آغاز می‌كند و اكنون در حال ثبت و اهدای حق نمایندگی فروش است.

این شركت با استفاده از دستاوردهای مهندسی ژنتیك، بااصلاح و دستكاری مولكول‌های دی‌ان‌آ (‪ (DNA‬كه حاوی اطلاعات زیستی جانداران است اقدام به تولید انبوه و فروش پستانداران زنده كرده است.

بسته‌بندی‌ها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ ال‌ایی‌دی (‪ (LED‬كه درجه تازگی حیوان را نشان می‌دهد و لوله ویژه تغذیه است.

شركت سازنده این حیوانات اعلام كرده است كه آنها مانند دیگر حیوانات، دارای عضله، استخوان و خون هستند و اگر قسمتی از بدن آنها بریده شود، خونریزی می‌كنند و در صورت عدم مراقبت جان خواهند باخت.

دی‌ان‌ای این حیوانات بر اساس فن‌آوری میكرواینجكشن تخم (‪Zygote Micro‬ ‪ (Injection‬ تهیه شده است. این فن‌آوری در سال ‪ ۱۹۹۷‬بوجود آمده است و در سال ‪ ۲۰۰۳‬ از آن برای تلفیق دی‌ان‌آی انسان و خرگوش با موفقیت استفاده شد.

اقدام شركت جن‌پتس دغدغه فیلسوفان و حامیان حقوق انسان و حیوانات را بار دیگر گوشزد می‌كند و بیم زندگی در جهانی مانند "جزیره دكتر مونرو" را به ذهن متبادر می‌كند.

در جزیره دكتر مونرو كه یك داستان تخیلی مربوط به چند دهه پیش است، حیواناتی زندگی می‌كنند كه نیمی انسان و نیمی حیوان‌اند.

به نظر می‌رسد با عرضه انبوه این حیوانات خانگی، كه برخی خصوصیات عروسك‌ها را نیز دارا هستند، نسلی از كودكان پرورش می‌یابند كه تفكر متفاوتی در مورد حیات، سر منشا و ماهیت آن در ذهن خواهند داشت و به این ترتیب نگاه آنان به زندگی و فرهنگ زیستی آنان دگرگون خواهد شد.

یک موجود زنده که توسط دی ان ای هایی ترکیبی از حیوان و انسان و علم مهندسی بیو ایجاد و ساخته شده .

میدونم که تعجب کردید و هزار تا سوال براتون اینجا شد ،خوب تصمیم دارم به یک سری از سوالها که برای خودم هم اولش ایجاد شد و جوابش و با تحقیق گرفتم ، پاسخ بدم .

آیا جن پتس زنده است و نفس میکشد ؟
بله جن پتس زنده است و نفس میکشد ، عضله و خون دارد ولی با القاء خواب زمستانی به این حالت در پلاستیک قرار گرفته است . در عین حال در همین حالت هم کاملا زنده است و از سوراخهایی که بر روی پلاستیک قرار دارد تنفس میکند.

آیا جن پتس چشم هایش را باز میکند ؟
بله ! حدود بیست دقیقه بعد از اینکه بسته را باز کردید ، جن پتس کم کم بیدار میشود و زندگی خود را شروع میکند .

*آیا جن پتس احساسات دارد و چه نوع موجودی است ؟
بله ، جن پتس با تغییراتی که در دی ان ای آن ایجاد شده در هفت شخصیت یا کارکتر وارد بازار خواهد شد ، و شما میتوانید بنا به علاقه تان ، جن پتس باهوش، کم حرف ،شیطون ، مودب و یا اجتماعی را خریداری کنید.

*آیا جن پتس رشد میکند ؟ چند سال عمر میکند؟
جن پتس رشد کامل خود را داخل بسته انجام میدهد و میزان عمرش بسته به نوع آن از یک تا سه سال متفاوت است .

**توضيح اضافه :
این محصول در دو مدل یکی با طول عمر یک سال و دیگری با طول عمر سه سال و در هفت مدل پهلوان(قرمز) ماجراجو (نارنجی) شاد (زرد) آرام (سبز) متین (آبی) روحانی و رویایی(بنفش)ساخته شده‌است.

|+| نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 11:20 توسط فریبا |



دوست دارم هرچه زودتر از این زندگی راحت شم مرگ تدریجیه بیهودگی خودمو میبینم ودر خود میشکنم
|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 22:34 توسط فریبا |



گلی جان تولدت مبارک
|+| نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 14:24 توسط فریبا |



من امکاناتشو ووقتشو فعلا ندارم تا برم توی فتوشاب ومحیطهای مختلف تا خودم یه چیزی بسازم بذارم تو وبلاگم و حاصل دسترنج خودمو بخورم کارم شده کپی یا با تینی پیک چند عکس از سایتها میگیرم خلاصه تکراری بودن تصاویر را به بزرگی خودتون عفو کنید
|+| نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 15:15 توسط فریبا |



امروز روز بزرگيست ولادت سيده نسا ء العالمين است.ولادت با سعادت دخت  پاك پيمبر بر تمام مسلمانان جهان مبارك باد. امروز روز زن است روز مادر به اميد روزي كه ديگري بحثي از حقوق زن نباشد چراكه تمامي زنان به حقوق خود رسيده باشند من اميدي به آمدن آن روز ندارم مگر تا زمان ظهور مهدي دردانه فاطمه (ص) ...

اي اوج معرفت وخوبي كي ميايي؟
مهر مادری (زلزله اخیر چین)
وقتي گروه نجات ، زن جوان را زير آوار پيدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زير نور چراغ قوه ، چيز عجيبي ديدند....
 همه خاطره هاي مردم چين از روز دوازدهم مه 2008 (23 ارديبهشت 87) تيره است اما آنان ديگر نمي خواهند وحشت خود در آن زمان را مرور کنند.
زلزله زدگان فقط مي خواهند لحظه هاي جاودان را به ياد بياورند.نام هاي قهرمانان بي نشان ، معمولي هستند اما يادشان تا ابد در تاريخ چين باقي خواهند ماند.
زندگي آنها در گذشته عادي بود اما پس از فاجعه «سي چوان»خيلي ها تبديل به قهرمان شدند. شايد اين ديگر براي خودشان روشن نباشد که چه کاري انجام دادند، اما حماسه هايي که آفريدند همگي مردم چين را تحت تاثير خود قرار داده است.
وقتي گروه نجات ، زن جوان را زير آوار پيدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زير نور چراغ قوه ، چيز عجيبي ديدند.زن با حالتي عجيب به زمين افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زير فشار آوار کاملا تغيير يافته بود.
ناجيان تلاش مي کردند جنازه را بيرون بياورند که گرماي موجودي ظريف را احساس کردند. چند ثانيه بعد، سرپرست گروه ، ديوانه وار فرياد زد: بياييد، زود بياييد! يک بچه اينجا است. بچه زنده است.
وقتي آوار از روي جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ماهه اي از زير آن بيرون کشيده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عميق بود. او در خواب شيرينش نمي دانست چه فاجعه اي وطنش را ويران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قرباني شده است.
مردم وقتي بچه را بغل کردند، يک تلفن همراه از لباسش به زمين افتاد که روي صفحه شکسته آن اين پيام ديده مي شد:
عزيزم، اگر زنده ماندي، هيچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامي وجودش دوستت داشت.

|+| نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 14:3 توسط فریبا |



 آدمي ساخته افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است (موريس مترلينگ)

|+| نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 12:46 توسط فریبا |



  
 
|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 1:23 توسط فریبا |



 گلی:(در حال دست زدن): نتونم بانگت کنم نه خود میایی...نای نینای نای نینای...ندونم بخته مویه یا که بی وفایی...نای نینای نای نینای......
سعید دبیری           www.shabayejavooni.blogfa.com
|+| نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 21:45 توسط فریبا |




تصمیم گرفتم شعرهای خودم رو بنویسم البته ذهنی نوشتم شاید کلی با اصلش فرق داشته باشه یادگار دوران جاهلین : 

 مرگ

               سوت وکور است...       

                                       رهگذری نیست...            

                                                               اینجا مرگ است...

                  بوی پشیمانیست...                      

                                   اینجا حیات است...                                                                           

                                                            حیات ابدیست...                 

همدمانم مور وسوسک واشباحند                                                                                         

دیرزمانیست با این تنهایی خو گرفته ام                                  

                                                      اما...                                                                             

درد گرسنگی امانم رابریده

آه خدای من ...          

صدای پا میشنوم                  

نه...نه...نه  

چراقدمهایش را از من دور کرد              

گویی کسی به فکر مرگ خویش نیست

سوت وکور است ...

رهگذری نیست...  

      

نیمکت خالی کلاس              

                          دفترمشق بچه ها

نوشته رو تختمون

                             همیشه هست یاد خدا

تکلیف امشب ما

                       بازم تصمیم کبری 

یاش بخیر بچگیها   

                         مدرسه و همبازیها 

    

پدر

اشک میریزی... ساده وپاک و عاشقونه

لبخندمیزنی...لبخندت هنوزجونه

پدرم...پدرمهربونم

کاش اندازه دل دریاییت عمر کنی

میدونم دلگیری از هوای خونه

میدونم غمات غم یه آسمونه

میدونم این کوله سنگین

داره شونه هات میشکونه

 

قطره اشک

سلام دونه شبنم ...

بازاومدی رو گونه...

پاگذاشتی تو دنیا...

بازم مثل همیشه...

تولدت مبارک...

تولدت مبارک...

 

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 19:50 توسط فریبا |



          پرواز را به خاطر بسپارییم پرنده مردنیست...(فروغ فرخزاد)

                           ناگهان...

ناگهان چقدر زود دیر میشود (مرحوم امین پور)                                   

|+| نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 19:45 توسط فریبا |